حجت الاسلام و المسلمین مهدی مرادپور از مبلّغان شهرستان آمل در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به لزوم آگاهی و مطالعه مبلّغان و حوزویان نسبت به وقایع مهمّ تاریخ اسلام اظهار داشت: شاید در طول تاریخ صدر اسلام، شبی به سختی و هولناکی لیلة الهریر در جنگ صفّین نبوده باشد؛ همان شبی که فردای آن روز، قرآن ها به نیزه رفت و امیرالمؤمنین علی (ع) را وادار به پذیرش حکمیت کردند.
وی با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه سی و یکم نهج البلاغه فرزندشان را به خواندن تاریخ، توصیه می کنند، خاطرنشان کرد: مطالعه عمیق تاریخی درس هایی برای امروز ماست؛ و موجب می گردد تا اشتباهات گذشتگان را تکرار نکنیم؛ چه اینکه مسلمانان همراه با امیرالمؤمنین علی (ع) در آن روز، با وجود تحمل همه سختی ها، جراحت ها و داغ شهادت عزیزانشان، نتوانستند اطاعت از فرمانده، ولیّ و امام دوران خود را بجا بیاورند؛ به عبارت دیگر، سختی های نبرد، ضعف ایمان آنها را هویدا کرد و تیزی تیغ کلام منافقانی مانند اشعث، برّا و کارا گردید.
کارشناس دینی با اشاره به هولناکی این واقعه بزرگ تاریخی خاطرنشان کرد: لیلة الهریر شبی بود که درگیری میان سپاه امام امیرالمؤمنین علی (ع) و معاویه به اوج شدت رسید و شمار بسیاری از دو طرف کشته شدند. شدّت نبرد به قدری بود که نیزه ها شکست و تیرها به پایان رسید و جنگجویان با شمشیر و سنگ به نبرد ادامه دادند.
وی با اشاره به کلام علامه محمدباقر مجلسی در مرآة العقول در شرح روایتی از اصول کافی تصریح کرد: این شب را به سبب صدای ناله و فریاد جنگجویان و فشار شدید بر معاویه «لیلة الهریر» نامیدند، زیرا «هریر» در لغت به معنای ناله سگ در سرماست.
حجت الاسلام و المسلمین مرادپور گفت: در کتاب مرآة العقول، جلد پانزدهم در «باب صلاة المطاردة و المواقفة و المسایفة»، حدیث دوم می خوانیم: «عن أبی جعفر (ع) قال: فی صلاة الخوف عند المطاردة و المناوشة یصلی کل إنسان منهم بالإیماء حیث کان وجهه و إن کانت المسایفة و المعانقة و تلاحم القتال فإن أمیر المؤمنین (ص) صلی لیلة صفین و هی لیلة الهریر لم تکن صلاتهم الظهر و العصر و المغرب و العشاء عند وقت کل صلاة إلا التکبیر و التهلیل و التسبیح و التحمید و الدعاء فکانت تلک صلاتهم لم یأمرهم بإعادة الصلاة.»
وی افزود: علامه مجلسی بعد از معتبر دانستن این حدیث کتاب کافی به عنوان «حسنة الفضلاء» می نویسد: «... و إنما سمیت اللیلة بلیلة الهریر لکثرة أصوات الناس فیها للقتال، و قیل: لاضطرار معاویة و فزعه عند شدة الحرب و استیلاء أهل العراق کالکلب فإن الهریر أنین الکلب عند شدة البرد.» (مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج 15، ص: 427)
کارشناس دینی ابراز داشت: در یازدهم ماه صفر سال سی و هفتم هجری، امیر مؤمنان علی (ع) پس از اقامه نماز جماعت صبح، یارانش را برای جنگی مهم نوید داد و دستور فرمود عمامه و زره و شمشیر رسول خدا را برایش بیاورند. آن روز از صبح تا شب، جنگ و ستیز قهرمانان ادامه داشت تا جایی که سپاهیان امام امیرالمؤمنین علی (ع) نماز ظهر و عصر خود را در حال جنگ و تنها با اشاره دست و سر به جا آوردند. آن روز که به یوم الهریر مشهور است، با دهها هزار کشته از دو سپاه به پایان رسید.
وی گفت: با فرا رسیدن شب، گمان می رفت که عملیات به پایان رسیده باشد، ولی برخلاف انتظار همگان، امام (ع) پس از اقامه نماز مغرب و عشاء و ایراد خطبه، دستور ادامه حمله را صادر فرمود و خود رو به جانب قبله ایستاد، دست به دعا به درگاه خداوند قادر برداشت و با بانگ رسا گفت:«یا الله یا رحمن یا رحیم یا واحد یا احد یا صمد یا الله یا اله محمد ... انّا نشکو الیک غیبة نبینا (ع) و کثره عدونا و تشتت اهوائنا؛ ربنا افتح بیننا قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین»
مبلّغ شهرستان آمل اظهار داشت: در آن شب، که جنگ و ستیز تا سحرگاهان ادامه داشت و لشگر ستمگر معاویه در آستانه سقوط قرار گرفته بود، فریاد ناله مجروحان و غریو و چکاچک شمشیرها و نیزهها دشت را پر کرده بود. به همین دلیل «لیلة الهریر» نام گرفت.
حجت الاسلام و المسلمین مرادپور با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی (ع) در آن شب بیش از پانصد نفر را به درک واصل کرد، خاطرنشان کرد: ابن ابی الحدید نوشته است که شمشیر حیدر کرار بر اثر ضربات مکرّر، خم شده بود. او در شرح نهج البلاغه چندین صفحه را به شرح وقایع در یوم الهریر و لیلة الهریر اختصاص داده است؛ در جلد دوم، صفحه 209 از این کتاب آورده است: «... مردم به سوی یکدیگر هجوم آوردند و تیر و سنگ پرتاب میکردند تا اینکه خسته شدند. سپس نیزهها را به سوی یکدیگر پرتاب کردند تا اینکه صفوف نبرد شکسته و در هم شکسته شد و مردم با شمشیر و گرزهای آهنی به سوی یکدیگر هجوم آوردند. تنها صدایی که شنوندگان شنیدند، صدای برخورد آهن با آهن بود، صدایی که برای مردان از رعد و برق و برخورد کوههای تهامه به یکدیگر وحشتناکتر بود. خورشید در غبار پنهان شد و ابری از دود و آوار بالا رفت. پرچمها و بیرقها گم شدند و [مالک] اشتر شروع به حرکت بین جناح راست و چپ کرد و به هر قبیله یا گردان از قاریان دستور داد تا به سوی قبیله بعدی پیشروی کنند. آنها از نماز صبح آن روز تا نیمه شب با شمشیر و گرزهای آهنی جنگیدند ،.. اشتر تا صبح به همین منوال ادامه داد و جنگ را پشت سر گذاشت. آنها پراکنده شدند و رفتند.»
وی با بیان اینکه ابن ابی الحدید تعداد کشته های آن روز و شب را ده ها هزار نفر بیان می کند، از جنگاوری های مالک اشتر نخعی، سردار سپاه امیرالمؤمنین علی (ع) اینچنین می نویسد: «... اشتر در جناح راست، ابن عباس در جناح چپ و امیرالمؤمنین علی (ع) در مرکز بودند، در حالی که مردم میجنگیدند. سپس جنگ از نیمه دوم شب تا صبح ادامه یافت و اشتر در حالی که با آنها به سوی مردم شام میرفت، به یارانش گفت: « نیزه مرا به جلو ببرید» و نیزه خود را پرتاب کرد. وقتی آنها این کار را کردند، او گفت: «کمان را به جلو ببرید». وقتی آنها این کار را کردند، او نیز از آنها همین را خواست تا اینکه بیشتر مردم از پیشروی خسته شدند. وقتی این را دید، گفت: «به خدا پناه میبرم از اینکه بقیه روز گوسفندان را شیر دهید.» سپس اسب خود را فراخواند و پرچم خود را که در دست حیان بن هوذة نخعی بود، برافراشت و بین گردانها رفت و گفت: «آیا کسی هست که جان خود را برای خدا بخرد و با اشتر بجنگد تا زمانی که ظهور کند یا به خدا بپیوندد؟» پس مردانی از میان قوم پیوسته نزد او میرفتند و با او جنگ میکردند.»
حجت الاسلام و المسلمین مرادپور گفت: ابن ابی الحدید در توصیف جنگاوری و سلحشوری امیرالمؤمنین علی (ع) از قول جابر بن عمیر می نویسد: «سوگند به آنکه محمد (ص) را به حق به پیامبری مبعوث کرد، از زمانی که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، هرگز نشنیدهایم که رهبری از میان مردم، در یک روز به آنچه او انجام داد، دست یافته باشد. او، چنانکه وقایعنگاران نقل کردهاند، بیش از پانصد نفر از بزرگان عرب را کشت. حضرت امیر (ع) با شمشیر خمیده بیرون میآمد و میگفت: «معذرة إلی الله و إلیکم من هذا لقد هممت أن أفلقه و لکن یحجزنی عنه أنی سمعت رسول الله ص یقول لا سیف إلا ذو الفقار و لا فتی إلا علی و أنا أقاتل به دونه (ص)؛ از خدا و شما به خاطر این کار طلب بخشش میکنم. نزدیک بود شمشیر را بشکافم، اما چیزی که مانع من شد این بود که از رسول خدا (ص) شنیدم که میگفت: «شمشیری جز ذوالفقار و جوانی جز علی نیست» و من با آن برای او (ص) میجنگیدم.» جابر گفت: «پس ما آن شمشیر را میگرفتیم و صاف میکردیم، سپس او آن را از دست ما میگرفت و به قلب صفوف حمله میکرد. به خدا سوگند، هیچ شیری هرگز در برابر دشمنش از او (ص) وحشیتر نبوده است.»
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به توطئههای داخلی در سپاه امام، اظهار داشت: در لحظهای که پیروزی سپاه امام مؤمنان علی (ع) نزدیک بود، اشعث بن قیس در سخنانی مخالفت خود را با ادامه جنگ اعلام کرد. معاویه نیز با بهرهگیری از این موقعیت و در اقدامی فرصتطلبانه، دستور داد قرآنها را بر نیزه کنند و پیشنهاد «حکمیت» را مطرح نمایند.
وی تصریح کرد: پس از آنکه لشکر معاویه قرآنها را بر نیزه کردند، اشعث با اعتراض به امام امیرالمؤمنین علی (ع) و فشار بر ایشان، خواستار پذیرش پیشنهاد حکمیت شد و بدین ترتیب، پیروزی نزدیک سپاه حق را به سوی مذاکره و صلح ظاهری سوق داد.
حجت الاسلام و المسلمین مرادپور با اشاره به سختی دهشتناک نبرد در یوم الهریر خاطرنشان کرد: شاید شهادت یاران بابصیرتی مانند عمار یاسر در نهم صفر و خستگی از نبردی چنین هولناک، عاملی برای تضعیف ایمان عده ای از سپاه امیرالمؤمنین علی (ع) و قوت گرفتن کلام عده ای از منافقان، همانند اشعث بن قیس بوده باشد؛ آزمونی سخت، که به سبب آن عده ای از سپاهیان جبهه حقّ، تحمل آن را نداشتند و استقامتشان، به سستی گرایید؛ به حکمیت قرآن های بر نیزه تن دادند و قرآن ناطق را رها نمودند. از این رو باید از خدای متعال تمنا کنیم: «... رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرین» (بقره: 286)











نظر شما